چوب‌تراشی، هنری قدیمی اما دیده نشده

چوب‌تراشی، هنری قدیمی اما دیده نشده

1396/10/05

هنر چوب‌تراشی خرداد امسال ثبت آثار ملی شده است اما با وجود چنین اتفاقی این هنر توسط سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری به عنوان هنری مجزا، به رسمیت شناخته نمی‌شود. اما سوال این است که چرا چنین تضادهایی بین سازمان‌های مربوط وجود دارد و این امر تا چه میزان می‌تواند بر کسب‌وکار هنرمندان این رشته تاثیر منفی داشته باشد.


بخشی از صنایع‌دستی به دلیل سیاست‌های نادرست و کم‌توجهی رو به انقراض است. شاید ما مردم نیز گاه با بی‌توجهی خود باعث شده‌ایم چنین اتفاقاتی روی دهد. اغلب یادمان می‌رود بین خریدهای‌مان نگاهی هم به محصولات صنایع‌دستی بیاندازیم و در میان انواع و اقسام محصولات غیرایرانی، یادی هم بکنیم از هنرمندانی که با هنر دست خود سال‌ها بدون هیچ حمایتی آثاری را خلق کرده‌اند که زینت‌بخش خانه‌های‌مان بوده است. چوب‌تراشی دقیقا یکی از همین هنرها است که از قدیم در استان گیلان مورد توجه اهالی بوده و هنرمندانی که به این رشته گرایش داشتند با تراشیدن و کندن چوب، محصولاتی عموما کاربردی از جمله ظروف آشپزخانه تولید می‌کردند. خردادماه امسال رضا علیزاده، مدیر کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان گیلان، از ثبت این هنر در فهرست آثار ملی خبر داد. اما نکته‌ای که در این میان وجود دارد این است که با وجود این اتفاق، چوب‌تراشی در لیست هنرهای شناخته شده توسط سازمان صنایع دستی ثبت نشده است.

چوب تراشی

چوب‌تراشی از بادکوبه می‌آید

سجاد بادکوبه از هنرمندان چوب‌تراش به حساب می‌آید که نزدیک به 11 سال در این حوزه فعال است. او در خصوص ثبت نشدن نام این هنر به عنوان هنری مجزا، می‌گوید: متاسفانه کار ما در حوزه صنایع ‌دستی دارای یک رشته جدا نیست و زیرمجموعه پیکرتراشی به حساب می‌آید. به همین دلیل است که ما نمی‌توانیم بیمه شویم مگر این که به موسسات فنی و حرفه‌ای مراجعه کنیم و دوره‌های پیکرتراشی را گذرانده و مدرک دریافت کنیم. در آن صورت است که می‌توانیم بیمه شویم. این که کار ما به‌عنوان رشته‌ای جدا شناخته نمی‌شود مشکلی است که نمی‌دانیم چطور می‌توان آن را حل کرد. چندین و چند بار هم نامه‌نگاری انجام داده‌ایم اما تاکنون که این مسئله حل نشده است.

شاید افراد زیادی در این کشور نباشند که صدای تبرهای سجاد بادکوبه به گوش‌شان رسیده باشد اما ما شنیدیم. این هنرمند در روستای سیاه‌کوه استان گیلان زندگی می‌کند و هنر چوب‌تراشی را با استفاده از چند ابزار دست‌ساز مانند تبر و تیشه‌هایی با سایزهای متفاوت، انجام می‌دهد. سجاد بادکوبه می‌گوید: این کار شغل اصلی من است و تقریبا باید بگویم جز این کار درآمد دیگری ندارم. به همین دلیل است که اگر این هنر جزء هنرهای سازمان صنایع‌دستی به صورت جدا آورده شود، دغدغه‌های‌مان کمتر می‌شود و شاید راحت‌تر بتوانیم وام و تسهیلات دریافت کنیم و بیمه شویم. به هر حال بیمه برای افرادی مثل من که تمام درآمدشان به حوزه صنایع‌دستی خلاصه می‌شود، بسیار واجب است.

چوب تراشی

این هنرمند چوب‌تراش می‌گوید: این کار یک هنر بومی است که هر کسی نمی‌تواند انجام دهد. باید از دوران بچگی با کار آشنا شوند و کار را از نزدیک ببینند یا این که پیش یک استادکار بومی حداقل پنج، شش سال کار کنند. چوب راه دارد اگر راه چوب را نشناسیم، نمی‌توانیم با دست و بدون هیچ دستگاهی آن را برش دهیم. این شناخت سال‌ها زمان لازم دارد. از طرف دیگر باید بگویم این کار بسیار خطرناک است چون با ابزارهایی کار می‌کنیم که بسیار تیز هستند و اگر وارد نباشیم به راحتی به دستان‌مان آسیب می‌زنند. به‌طور کل ما با این شرایط کار می‌کنیم اما نه حمایتی‌ می‌شویم و نه بیمه‌ای داریم. حتی هنر ما را جز هنرهای صنایع‌دستی نمی‌شناسند چه رسد به وام یا تسهیلات.

او ادامه داد: در این سال‌ها بیشترین حمایت را مردم انجام داده‌اند. از وقتی به شهرهای مختلف سفر می‌کنیم و نمایشگاه می‌گذاریم، مردم بسیار استقبال می‌کنند و دلگرمی خوبی برای‌مان هستند. ما تقریبا هر جمعه به پارکینگ پروانه تهران می‌آییم و محصولات خودمان را به فروش می‌گذاریم. این محصولات همگی ظروف آشپرخانه بوده و به دلیل استفاده از چوب فشرده، بسیار ماندگار هستند. همچنین به دلیل قیمت مناسب و استفاده از روغن گیاهی برای روی محصولات، مورد استقبال بسیار قرار می‌گیرد. ما شمال تا مرکز ایران را سفر کرده‌ایم و نمایشگاه گذاشته‌ایم و قصد داریم طی چند ماه آینده به جنوب کشور رفته و در آنجا هم هنر خود را عرضه کنیم.

چوب‌تراشی در خدمت طبیعت

هنرمندان صنایع‌دستی به دلیل نزدیکی هنرشان به طبیعتی که در آن زندگی می‌کنند، همواره دارای دغدغه‌های محیط زیستی بوده و سعی می‌کنند هنرشان همسو با طبیعت باشد. هنرمندان چوب‌تراش غالبا برای ساخت آثار خود به گونه‌ای عمل کنند که آسیبی برای محیط زیست به دنبال نداشته باشد.

سجاد بادکوبه
بادکوبه‌ در این خصوص می‌گوید: چوب‌هایی را که برای کار استفاده می‌کنم از یک شرکت می‌خریم. کار این شرکت هم به این گونه است که چوب‌هایی که در جنگل‌ها به هر دلایلی مانند باد یا رعد و برق از درختان کنده می‌شوند را جمع‌آوری می‌کنند و به شرکت می‌برند و از آنجا به ما عرضه می‌کنند. در واقع باید بگوییم که هیچ درختی قطع نمی‌شود و تماما چوب‌هایی را استفاده می‌کنیم که از درختان جدا شده‌اند و قبل از آن که در جنگل بمانند و خراب شوند، جمع‌آوری شده و به دست ما می‌رسند. این چوب‌ها را می‌خریم و در کارگاه به صورت دستی برش می‌زنیم و استفاده می‌کنیم. ما به شدت بر محیط زیست‌مان حساس هستیم و هرگز نمی‌خواهیم آسیبی به آن برسد. بر همین اساس هم از شرکتی چوب می‌خریم که به هیچ عنوان درختان را قطع نمی‌کند و تنها به جمع‌آوری چوب‌ها می‌پردازد. وی همچنین می‌افزاید: این رشته به دلیل تمامی این سختی‌ها و موانعی که دارد، در حال انقراض بوده و تنها هفت یا هشت نفر هستند که در خانه‌های‌شان این کار را انجام می‌دهند.

در پایان سوالی که وجود دارد این است که چگونه یک هنر، ثبت آثار ملی می‌شود اما در لیست سازمان میراث فرهنگی قرار نمی‌گیرد؟ چگونه است که این دست از هنرمندان سال‌ها کار می‎کنند و وقت می‎گذارند اما هنرشان به رسمیت شناخته نمی‎شود. باید فکری کرد و چاره‎ای اندیشید تا هنرمندانی که تعدادشان زیاد هم نیست، به دلیل نادیده گرفته شدن، از این هنر دست نکشند و سال‌ها برای فرهنگ و هنر این مرز و بوم هنرنمایی کنند.



شما هم می توانید در مورد این مطلب نظر بدهید.

برای ثبت نظرات، نقد و بررسی شما لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.