هنر برای زندگی، زندگی برای هنر

هنر برای زندگی، زندگی برای هنر

1396/11/10

رویکردهای جدید به آثار هنری و توجه به سلیقه نسل امروز می‌تواند راهگشای توجه هر چه بیشتر به صنایع دستی و افزایش خرید و فروش‌شان باشد. ایجاد چنین روندهایی زمینه‌ساز اشتغال‌زایی، حفظ آثار فاخر و بااصالت ایرانی و در نهایت رونق بازار صنایع دستی و مهم‌تر از آن حفظ میراث فرهنگی و هنری ایرانیان است.


هنر و اقتصاد زمانی در تضاد با هم قرار می‌گرفتند اما امروزه برای حفظ حیات بسیاری از آثار هنری باید بازاری جهت فروش‌شان ایجاد کرد تا خطر فراموشی تهدیدشان نکند. چرا که علاوه بر بحث‌های اقتصادی و بازاری، یکی از راه‌های دست‌یابی به آرامش ذهنی در عصر پرتلاطم امروز، هنردرمانی است. کافی است هم‌‌صحبت هنرمندان شوید و از آنها پرس‌وجو کنید که چه چیزی این افراد را به سمت کار هنری و همچنین صنایع ‌دستی کشانده است. محبوبه قیاسی تاری در گفت‌وگو با «چونک» بر همین مسائل تاکید کرده است.

لطفا از خودتان و آغاز فعالیت هنریتان بگویید.

محبوبه قیاسی تاری هستم. هفت سال است که کار با چوب را آغاز کرده‌ام و در حوزه‌های معرق، مشبک، گره‌چینی و البته کتیبه‌نگاری فعالیت می‌کنم. من همیشه به کارهای هنری علاقه‌مند بودم و کار با چوب را هم با این فکر شروع کردم که این هنر را هم یاد بگیرم و در نهایت اثری هنری از خودم در خانه‌ام داشته باشم اما پس از آغاز این کار، چنان علاقه‌مند شدم که اکنون هفت سال است این کار را ادامه می‌دهم. پیش از این کارهای هنری بسیاری را یاد گرفته‌ام مانند گلدوزی، خیاطی و ... اما تنها کار با چوب را ادامه دادم و از انجامش چنان لذتی می‌برم که حاضر نیستم آن را کنار بگذارم. در واقع چوب چنان انرژی خاصی دارد که کارکردن را برایم لذت‌بخش می‌کند. راستش را بخواهید اگر از ترس همسایه‌ها نبود، شب‌ها هم تا صبح کار می‌کردم!

با وجود مسائلی که اشاره می‌کنید، به چه دلیل این کار را ادامه میدهید؟

همان‌طور که اشاره کردم چوب انرژی زیادی دارد و من را جذب می‌کند. من کارهای هنری دیگری مانند خیاطی هم انجام می‌دهم. خیلی وقت‌ها برای خودم لباس می‌دوزم و از پوشیدن آن لذت می‌برم اما باز هم چوب برایم چیز دیگری است. قبل از شروع کار با چوب، هر اثر هنری یا تابلویی را که می‌دیدم، دوست داشتم آن را خودم درست کنم و الان که این کار را انجام می‌دهم برایم بسیار جذاب شده و دیگر نمی‌توانم آن را کنار بگذارم. آن انرژی، آرامش و حال خوبی که به‌واسطه این کار به‌دست آورده‌ام، با هیچ چیز قابل مقایسه نیست.

برای خوانندگان ما جذاب است که بدانند آثار هنری‌تان را در چه فضایی خلق میکنید؟

کارگاه من اتاق خواب من است و یک میز کوچک یک متری دارم که همه آثارم را بر روی آن می‌سازم. در واقع خیلی برایم مهم نیست که کارگاه بزرگی داشته باشم و امکانات آنچنانی در اختیارم باشد. کار با چوب عشق و علاقه من است؛ به همین دلیل سعی می‌کنم با کمترین امکانات، زیباترین آثار را خلق ‌کنم. تابلوهای بزرگ و زیبایی دارم که تمامی‌شان را بر روی همین میز کوچک ساخته‌ام.

در حوزه صنایع دستی، مهمترین مسئله بحث بازار فروش است و این که مردم صنایع‌ دستی را به دلایل متعددی که وجود دارد، نمی‌خرند و مدام با قیمت‌ اجناس دیگر مقایسه می‌کنند

محصولات‌تان را به دیگران هم میفروشید؟

معمولا برای دل خودم کار می‌کنم و کم پیش می‌آید که محصولی را بفروشم اما گاه این کار را انجام می‌دهم و تابلوهایم را در نمایشگاه‌ها به نمایش می‌گذارم. نمایشگاهی در وزارت ارشاد و فرهنگ اسلامی برگزار کردم و دو عدد از تابلوهایم که نیمه‌کاره هم بودند، خریداری شدند. این را هم بگویم که گاه سفارش می‌گیرم. حتی پیش آمده است از آمریکا سفارش داشته باشم و اثر را بسازم و با پست برایشان ارسال کنم. البته چون علت فعالیت هنری من فروش محصول نیست و صرفا برای خودم و آرامشی که به من می‌دهد کار می‌کنم، ‌گاهی از مشتریان سفارشاتی قبول می‌کنم که غالبا این افراد از آشنایان هستند یا در نمایشگاه‌هایم با آنها آشنا شده‌ام.

چه چیزی در کتیبهنگاری روی چوب باعث شده است شما تا این حد از کار خود لذت ببرید؟

آرامشی که به من داده است. راستش را بگویم من قبل از شروع کار خیلی درگیری و مشغله فکری داشتم. ناراحتی‌هایی که در زندگی اکثر مردم وجود دارد، مشغله‌ها و دوری از عزیزانی که کنارم نیستند، همه و همه باعث شده بود، ذهنم درگیر باشد. اما از زمانی که این کار را انجام می‌دهم به چنان آرامشی رسیده‌ام که دوست ندارم هرگز آن را رها کنم. من زمانی که اثری می‌سازم، در ذهنم سکوت مطلق است و حتی زمانی هم که مشغول کار دیگری هستم، به کارهایی که باید بر روی چوب انجام دهم فکر می‌کنم، این که چه طرحی پیاده و از چه چوبی استفاده کنم. در واقع کار با چوب به راحتی حواس من را پرت می‌کند. دلیلش هم این است که این کار دقت عمل بسیار بالایی نیاز دارد و باید کاملا تمرکز کرد.

وضعیت بازار خرید و فروش صنایع دستی در حال حاضر چگونه است؟ 

الان در این حوزه، مهمترین مسئله بحث بازار فروش است و این که مردم صنایع‌ دستی را به دلایل متعددی که وجود دارد، نمی‌خرند و مدام با قیمت‌ اجناس دیگر مقایسه می‌کنند. پیش می‌آید که من کاری را طی دو ماه انجام دهم و چون تماما با دست است، بسیار طول می‌کشد. به همین دلیل گران‌تر از کارهایی است که با دستگاه انجام می‌شود و چون این محصولات ممکن است تنها چند ساعت طول بکشد تا به اتمام برسد. در واقع مشکل ما این است که مردم اطلاعات زیادی در مورد صنایع‌دستی ندارند و به همین دلیل هم ارزش‌شان را نمی‌دانند. باید برنامه‌هایی برای آگاهی بخشیدن به مردم در راس تصمیمات رسانه‌های عمومی قرار بگیرد تا ضمن آگاهی از ارزش آثار هنری، برای خریدشان اقدام کنند.  

تفاوت کار صنایع دستی با محصولات ماشینی به غیر از نحوه تولیدشان، در چیست؟

از نظر من کاری که با دست ساخته می‌شود، روح دارد و پشت آن کار، عشق هنرمند نهفته است در حالی که دستگاه روح ندارد. محصولاتی که به صورت دستی ساخته می‌شود، احساسات سازنده نیز در مسیر ساخت آن دخیل است. اما آنچه این روزها زیاد پیش می‌آید زمانی است که مردم در مورد قیمت می‌پرسند و وقتی ما رقم را می‌گوییم سریع واکنش نشان می‌دهند که گران است و ما شبیه همین را جای دیگری دیده‌ایم با قیمت کمتر. اما این را مد نظر قرار نمی‌دهند که آن کار با دستگاه ساخته شده است و ممکن است ساختنش دو روز زمان برده باشد اما کار ما یک تا دو ماه زمان می‌برد و همگی با دست ساخته شده است. بنابراین قیمت این دو با هم یکی نیست. بنابراین ارزش هنری صنایع دستی و اصالتی که دارند باید بیش از اینها در جامعه نهادینه شود.

فکر میکنید برای نهادینه‌کردن فرهنگ خرید صنایع دستی در جامعه چه میتوان کرد؟

بسیار مهم است که ما از امکاناتی که داریم برای آگاه کردن مردم استفاده کنیم. از فضای مجازی گرفته تا جراید و صداوسیما. تلویزیون را ببینید، چقدر برنامه‌های جذاب و مخاطب‌پسند در مورد صنایع‌دستی وجود دارد که مردم بنشینند و با علاقه نگاه کنند؟ کافی است به یک نمایشگاه صنایع‌دستی بیایید. خواهید دید مردم به چه راحتی از کنار آثار هنری می‌گذرند و حتی نیم‌نگاهی به آنها نمی‌کنند. در واقع در نمایشگاه‌های صنایع‌دستی، هنرمندان می‌آیند و از هم خرید می‌کنند در حالی که نباید این چنین باشد. مخاطبان ما مردم عادی هستند و آنها باید بیایند، آشنا شوند و بخرند. جالب است که بسیاری از مردم اروپایی، آمریکایی و عربی بیشتر از ما به هنرمان بها می‌دهند اما در کشور خودمان چنین نیست. هنرمندان قدیمی که شغل‌شان صنایع‌دستی بوده، در تنگنای مالی هستند و هیچ حمایتی از آنها نمی‌شود. اگر به جای واردات اجناس درجه سه چینی، کمی هم به صنایع‌دستی توجه می‌شد، هم به نفع هنرمندان بود، هم اقتصاد کشور و هم مردم از محصولی استفاده می‌کردند که علاوه بر اصالت، دارای کیفیت بالایی نیز باشد. الان هنرمندانی هستند که با ساخت آثار هنری، روزگار می‌گذرانند و اگر حمایت نشوند تحت فشار مالی قرار می‌گیرند و ممکن است هنرشان را کناری گذاشته و به شغل دیگری روی بیاورند و این اصلا اتفاق خوبی نیست.  



شما هم می توانید در مورد این مطلب نظر بدهید.

برای ثبت نظرات، نقد و بررسی شما لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.