نقش سنت‌ها بر قامت پوشاک امروزی

نقش سنت‌ها بر قامت پوشاک امروزی

1396/11/17

سال‌ها مشتری تمام برندهای سنتی بودم، به مرور زمان کارها تکراری شدند و برایم جذابیتی نداشتند. آنهایی هم که به نظرم زیبا می‌آمد قیمت‌های فوق‌العاده بالایی داشتند. این اتفاق خوبی نیست که تنها افرادی خاص بتوانند از این لباس‌ها بخرند. این مسئله از یک طرف و از طرف دیگر این که واقعا طرح‌های بازار به نظرم اصلا زیبا نبود، باعث شد که به فکرطراحی و تولید این پوشاک بیفتم.


خیلی نمی‌گذرد از زمانی که میهمان خانم نریمیسا بودیم. بانویی هنرمند و خوشرو که دغدغه‌ها و خواسته‌های بزرگ دارد. چهار سالی است که قدم در راه هنر صنایع ‌دستی گذاشته، اما با وجود تمام سختی‌ها و نگرانی‌هایش پا پس نکشیده و ایستادگی کرده تا امروزه به زنی موفق تبدیل شود و در سازمان میراث فرهنگی و صنایع دستی نیز از او به نیکی یاد ‌کنند. صحبت از محبوبه نریمیسا است که از دغدغه‌ها و باورهایش در حوزه صنایع دستی به «چونک» گفته است.

خانم نریمیسا از خودتان بگویید؛ از شروع کارتان و این که اصلا چه شد که به این کار روی آوردید؟

محبوبه نریمیسا هستم متولد اصفهان. مدت‌ها به تدریس فن بیان و دوبلاژ مشغول بودم تا این که مثل همیشه دغدغه‌های مالی جرقه‌ای زد و شروع کردم به بررسی این که چه کاری می‎شود انجام داد تا هم درآمدی داشته باشم و هم کاری انجام دهم که مفید باشد و من را راضی کند. مادر همسرم نزدیک به چهل سال تجربه مربی‌گری و خیاطی داشتند و من همیشه طرح‌هایی که در ذهن داشتم به ایشان منتقل می‌کردم و ایشان هم به شکلی زیبا آن را می‌دوختند. بر همین اساس کم‌کم تصمیم گرفتم وارد این کار شوم . یکی دیگر از اقوام‌مان به نام استاد دارویی این لباس‌ها را با مهر قلم‌کار تزیین می‌کرد. همین اتفاق باعث شد به مرور زمان به این فکر بیفتیم که می‌توان تعداد بیشتری از این لباس‌ها تولید کرد و فروخت.

اولین فروش‌تان کجا و چطور اتفاق افتاد؟

اوایل کارم بود؛ حدود 10 سارافن آماده کردیم و به جمعه بازار پارکینگ پروانه رفتم. هیچ چیز نداشتم تا لباس‌ها را آویزانش کنم. تمام فضاها قبلا رزرو شده بود و افرادی که همیشه ثابت به آنجا می‌آمدند تقریبا تمام بخش‌ها را اشغال کرده بودند. در نهایت یک جای بسیار کوچک به من دادند و من مجبور شدم زیراندازی پهن کنم و سارافن‌ها را رویش بچینم. خیلی سختم بود و اصلا حس خوبی نداشتم. هر کس رد می‌شد نگاهی از سر دلسوزی می‌کرد که اصلا برایم جالب نبود اما مدام در دلم می‌گفتم کار که عار نیست. با فروش سارافن‌ها دستمزد قلم‌کارها را پرداخت کردم و به اصفهان برگشتم.  به مرور زمان تعداد لباس‌ها را بیشتر کردم و با وجود تمام دردسرهایش، آنقدر پیگیر شدم که در نهایت غرفه‌ای ثابت و مناسب در پارکینگ پروانه به من دادند و کم‌کم در میان مشتریان جمعه بازار شناخته شدم.

هنوز هم خودتان این کار را انجام می دهید یا همکارانی هم دارید؟

در ابتدا ما بودیم و استاد قلمکار؛ اما کم‌کم تعدادمان بیشتر شد. اول یک دوزنده اضافه شد و در دوخت پارچه‌ها به ما کمک می‌کرد. بعد به مرور زمان نفر به نفر اضافه شدند تا این که امروز 10 دوزنده و 3 قلمکار با ما همکاری می‌کنند. این پروسه چهار سال طول کشید و واقعا می‌توان گفت، یکی یکی لباس‌های‌مان را بیشتر کردیم. روز اول من با 10 سارافن به پارکینگ پروانه رفتم و امروز تعداد لباس‌هایم به حدی زیاد است که نیاز به همراه دارم تا کمکم کند.

سعی کردیم سلیقه مردم را هدایت کنیم و فکر می‌کنم با تنوعی که در کارها داده‌ایم، توانسته‌ایم توجه مشتریان را جلب کنیم

این دوزنده‌ها در کارگاه، با شما همکاری می‌کنند؟

خیر، هر 10 نفرشان خانم‌هایی هستند که به دلایلی نمی‌توانند خارج از خانه کار کنند اما نیاز به درآمد دارند. برای همین پارچه‌های بریده شده را در خانه‌های‌شان می‌دوزند و تحویل می‌دهند. به نوعی به کار خانگی مشغول هستند.

اوایل کار لباس‌های‌تان را کجا عرضه می‌کردید؟

همان پارکینگ پروانه. هر هفته تعداد بیشتری محصول می‌بردیم و مشتریان بیشتری داشتیم تا اینکه به مرور زمان با کمک فضای مجازی، برند "محبوب" در میان مردم جا باز کرد و مردم از این طریق به ما سفارش می‌دادند. همیشه یکی از آرزوهایم این بود که محصولاتم در تمام ایران به فروش برسد که پس از راه‌اندازی فضای مجازی این اتفاق افتاد و به بسیاری از شهرهای ایران پست شد. در واقع مخاطبان‌مان نسبت به روزای اول بسیار بیشتر شد. ما اوایل تنها لباس‌های زنانه داشتیم اما اکنون لباس‌های مردانه و کودکانه را هم اضافه کرده‌ایم. از طرف دیگر برای ست کردن لباس‌ها، کیف، کفش و زیورآلات هم به محصولاتمان افزودیم. به همین دلیل مخاطبان‌مان بسیار بیشتر از قبل شده‌اند.

غیر از دغدغه مالی که گفتید، چرا این کار را انتخاب کردید؟

من سال‌ها مشتری تمام برندهای سنتی بودم، به مرور زمان کارها تکراری شدند و برایم جذابیتی نداشتند. آنهایی هم که به نظرم زیبا می‌آمد قیمت‌های فوق‌العاده بالایی داشتند. این اتفاق خوبی نیست که تنها افرادی خاص بتوانند از این لباس‌ها بخرند. این مسئله از یک طرف و از طرف دیگر این که واقعا طرح‌های بازار به نظرم اصلا زیبا نبود، باعث شد که به فکرطراحی و تولید این پوشاک بیفتم. از روز اول هم با خود قرار گذاشتم لباس‌ها را با قیمتی بفروشم که قشر متوسط بتوانند تهیه کنند. از طرف دیگر هم سعی کردیم لباس‌هایی برای بانوانی که دغدغه حجاب دارند هم طراحی کنیم.

شرایط امروز مد و لباس را چطور ارزیابی می‌کنید؟

به نظر من نوع پوشش مردم دچار یک از هم گسیختگی و ناموزونی شده ‌است. در واقع پوشیدگی و آن اصالت و زیبایی را که در لباس‌های‌ سنتی ایرانی داشته‌ایم، از دست داده‌ایم. به همین دلیل فکر می‌کنم باید با طراحی‌های زیبا و اصیل ایرانی استفاده کرده و سعی کنیم این از هم‌ گسیختگی در بازار لباس را جبران کنیم. بسیاری از تولیدکننده‌ها خودشان را با سلیقه مشتری هماهنگ می‌کنند اما من می‌گویم در عین حال که باید سلیقه مخاطب را در نظر گرفت، می‌توان سلیقه مردم را جهت‌دهی کرد و تاثیرگذار بود.

واکنش مردم نسبت به کارهای‌تان چگونه است؟

اوایل کار بسیاری از مردم با تعجب نگاه می‌کردند که این نقش‌ها باید تنها برای سفره باشد. اما به مرور زمان عادت کردند. چه کسی گفته است که نقوش قلمکار تنها باید بر روی سفره‌های‌مان باشند؟ در واقع سعی کردیم سلیقه مردم را هدایت کنیم و فکر می‌کنم با تنوعی که در کارها داده‌ایم، توانسته‌ایم توجه مشتریان را جلب کنیم. آنها که دوست داشتند خرید می‌کردند و آنها که نه حداقل توجه‌شان جلب می‌شد. در مورد رنگ اما چالش جدی‌تری داشتیم و به دلیل اینکه بسیاری از مردم عادت کرده‌اند رنگ‌های تیره بپوشند، رنگ لباس‌ها با سلیقه آنها همراه نبود. اما این نکته هم به مرور حل شد و بسیاری از مشتریان ما دیگر لباس‌هایی رنگی می‌پوشند. البته این را هم بگویم، چیزی که نزدیک دو سال تمام مقاومت کردم در برابرش، استفاده از رنگ مشکی بود اما آن‌قدر گفتند که ما در نهایت رو مجاب شدیم که  لباس‌های مشکی را هم به محصولات‌مان اضافه کنیم. اما باز هم در این لباس‌ها طرح‌های رنگی کار کردیم که مشکی یک‌دست نباشد. همین مسائل باعث شده که ما از هر سنی و هر قشری مشتری داشته باشیم.

آیا درست است که لباس‌های سنتی کیفیت بالایی ندارند؟

شیوه تولید این پوشاک مهم است. به شخصه همیشه برایم مهم است که جنس پارچه‌ها از الیاف طبیعی باشد. همچنین از نظر آب‌رفت پارچه‌ها هم اقدامات مهمی انجام می‌دهیم. اگر پارچه‌ها را از بازار خریداری کنیم، حتما آب می‌زنیم که به قول قدیمی‌ها یک خیر ببینی دنبال راه‌مان باشد. پارچه‌هایی هم که کار خودمان باشد، دیگر در مسیر و فرآیند کار، آب‌رفتش انجام شده است. همچنین یک دستور شست‌وشو را به مشتری می‌دهیم که رعایت کند. اگر هم به هر دلیلی مشکلی پیش بیاید، کار را تعویض می‌کنیم. اعتقاد دارم اگر یک مشتری راضی داشته باشم بهتر است از صد مشتری ناراضی. در واقع یکی از مهمترین دغدغه‌هایی که داریم، دغدغه محیط زیست است. به همین دلیل تلاش کردیم تا بسته‌بندی‌مان از پلاستیک نباشد.

آیا تاکنون هیچ حمایتی جهت گسترش کسب‌وکارتان از شما شده است؟

نه متاسفانه. گرفتن وام آنقدر سخت است که ترجیح می‌دهم به جای این که وقتم را برای گرفتن وام هدر بدهم، تولیدم را بیشتر کنم. حتی شده ذره ذره کارم را پیش ببرم، اما وارد پروسه وام گرفتن که بسیار وقت‌گیر است، نشوم. احتیاجات مالی زیادی داریم اما به خاطر اینکه در این پروسه کاغذبازی برای گرفتن وام نیفتم، هرگز اقدام نمی‌کنم. یکی از مشکلاتی که داریم این است که باید کارگاه‌مان را بزرگ کنیم اما به دلیل دغدغه مالی نتوانسته‌ایم این کار را انجام دهیم.

پوشاک سنتی

وضعیت کنونی بازار را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

تولید در ایران خیلی سخت است. مدت‌ها تلاش می‌کنی، وقت صرف می‌کنی و در نهایت می‌بینی کالاهایی با قیمت‌های خیلی ارزان‌تر به بازار آمده که غالبا چینی هستند. قیمت آثار ما از 60 هزار تومان آغاز می‌شود و گاه تا 170 هزار تومان هم می‌رسد که به بهانه‌های مختلف 10درصد تخفیف هم اختصاص می‌دهیم. گاه مشتریان به ما می‌گویند که همین محصول ما را در فروشگاه دیگری با قیمت کمتری دیده اند. در حالی که مواد اولیه و شیوه کار و کیفیت متفاوت است اما مشتری تنها به طرح‌های مشابه توجه می‌کند. در واقع وقتی محصولات چینی و بی‌کیفیت در بازار باشد، برای اینکه به مشتری ثابت کنیم که این طرح‌ها کار دست است و این هنر را هر جایی و هر کسی نمی‌تواند انجام دهد، کار سختی پیش رو داریم. اما با وجود تمامی این مسائل، اعتقاد دارم ما یک نهال نوپا هستیم که تمام تلاش‌مان را می‌کنیم تا همواره رشد کنیم. به همین دلیل نیازمند دیده‌شدن و حمایت هستیم و تنها خواسته‌ام این است که مسیر دریافت وام را تسهیل کنند تا کارمان را گسترش دهیم. 



خبر نامه


شما هم می توانید در مورد این مطلب نظر بدهید.

برای ثبت نظرات، نقد و بررسی شما لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.