زن در ادبیات و نگارگری ایران

زن در ادبیات و نگارگری ایران

زن به‌مثابه عضوی از جامعه، موضوعی است که در ادبیات و هنر، همیشه از اهمیت خاصی برخوردار بوده و نقش زن با محوریت موضوعی در نگارگری و نیز در ادبیات ایران مورد توجه اغلب هنرمندان و شعرا قرار گرفته است.


زنان ایران‌زمین از اسطوره‌ها و الهه‌های کهن ایرانی می‌آیند. زنانی که یا شاعرند یا در اشعار شعرا حضوری پررنگ دارند. روح زنان ایران‌زمین پرقدرت و پرصلابت در اشعار حماسی و زنان شاهنامه دمیده و لطافت و مهربانی‌اش در اشعار غنایی. نگارگر ایرانی توانسته است چهره واقعی این زنان را در کتاب‌آرایی‌ها و تصویرسازی‌هایی از اشعار به تصویر بکشد.

زن اسطوره تاریخ

زن در جوامع نخستین ایران، در نقش اسطوره و الهه بوده است. اسطوره مجموعه‌ای از فرهنگ‌ها از قبیل آداب‌ورسوم و سنت، آثار و رفتارهای جمعی بشر است که نمود معنوی، هنری، تاریخی، ادبی و مذهبی دارد. در ایران باستان نخستین پیکره‌های مستقل، نمونه‌های کوچکی از زنان باردار است که رب‌النوع یا الهه مادر نامیده می‌شدند. این قدرت اسطوره‌ای را در تمامی جوامع بدوی و در آغاز عصر کشاورزی، به‌خصوص در پیکره‌های الهه مادر و نقوش برگرفته از این تفکر، در آثار بجا مانده از آن دوران می‌توان مشاهده نمود. وجود این آثار نشان از موقعیت اجتماعی و خاص زن در اجتماعات بدوی و از یک سوی دیگر دلالت بر تلقی انسان از جایگاه کیهانی و اسطوره‌ای نیروی مؤنث در نظام هستی دارد. شباهت‌هایی بین نیروی حیات‌بخش زن و زمین به‌عنوان مادر هستی، زن را تبدیل به نمادی از مادر کبیر به معنای مادر تمامی جهان هستی نموده است.

ایزد بانو، الهه یا ماده خدایی است که مورد پرستش و ستایش قرار می‌گرفت. معبود آناهیتا در ایران باستان، یکی از بزرگ‌ترین و محبوب‌ترین الهه‌های آریایی بوده است که ایرانیان در هزاره نخست پس از میلاد آن را می‌پرستیدند. و او را الهه آب‌ها و ایزد بانوی مادر الهه‌ی حاصلخیزی و باروری می‌شمردند. پرستش و ستایش آناهیتا در روزگار هخامنشی و اشکانی نیز ادامه یافت و همواره در نزد ایرانیان، ایزد بانوی آب‌های پاکیزه و زایش پاک بود. مجسمه و نقش‌های بسیاری نیز از این ایزد بانو برجای‌مانده است.

زن در ادبیات ایران

طبیعت چهره زن همچون بهار است و وجود او رمز یادآوری و نشاطِ زاینده است. زن در اشعار، با محوریت موضوعی، جاودانه و جاودان بوده، یا قدی چون صنوبر و زلفی چون بنفشه دارد و یا رخی چون گل داشته و با سرسبزی و جاودانگیِ سرو، در باغ و بوستان حضور دارد. در حقیقت، زن به‌عنوان معشوقِ تغزل است و وارد دنیای غزل شده که در غزل عاشقانه حرمت و تعالی بیشتری می‌یابد. مقام و شخصیت زن، الهام‌بخش خیلی از شعرای ایرانی بوده است. در منظومه‌هایی با مضمون عاشقانه همچون یوسف و زلیخا، ویس و رامین، همای و همایون، لیلی و مجنون، خسرو و شیرین، شیرین و فرهاد و غیره، حضوری پررنگ دارد.

شیرین ، خسرو و فرهاد، اثر استاد محمد باقر آقامیری

تصویر1، شیرین، خسرو و فرهاد اثر استاد محمد باقر آقامیری

در ادبیات ایران زن نماینده زیباییِ خالق هستی است و با همه مظاهر زیبایی در مرکز مضامین قرار گرفته است. حتی آنجا که قصد شاعر مشخص است و توجه به عشق الهی دارد و منظور خالق است، باز این زن است که نماد این معشوق فرازمینی واقع می‌شود. نقش زن در ادبیات به‌عنوان معشوق چشم‌گیربوده و زن با عشق عجین است. همان‌طور که شعرا در وصف معشوق زن را ستایش می‌کنند و نگارگر در تصویرسازی اشعار برای به تصویر کشیدن عشق حقیقی و معشوق، زن را به تصویر می‌کشد.
در ادبیات حماسی ایران همچون شاهنامه فردوسی نیز، زن جایگاه و شخصیت ویژه‌ای داشته و صحنه‌های زیبایی از این اظهار عشق را می‌توان دید. ازجمله داستان رودابه و زال و داستان رستم و تهمینه. زنان خردمند شاهنامه را  نباید نادیده گرفت که نقش اساسی در زندگی و سرنوشت خود داشته و در دگرگونگی‌های اجتماعی و سیاسی عصر خود تأثیرگذار بودند.

گرد آفرید اثر استاد محمد باقر آقامیری

تصویر 2، گُردآفرید، اثر استاد محمد باقر آقامیری

زن در شاهنامه، سرچشمه مهر و وفاست که جنگاوران را روحیه بخشیده و روانه‌ی آوردگاه می‌کند. جان‌فشانی رزم‌آوران راست‌کار و خرد آیین نیز گاه برای زن و محبت‌های اوست. حتی در مواردی که زنان موفق شده‌اند حکمرانی ملک را به دست آورند و با نهایت شایستگی و لیاقت فرمان برانند و منصب پادشاهی بنشینند.

زن در داستان‌های عاشقانه

زن در اشعار جامی و نظامی حضوری با محوریت معشوق دارد. در آثار نظامی، شاعر ایرانی که به عنوان پیشوای داستان سرایی در ادب پارسی شناخته شده است؛ در منظومه خسرو و شیرین، عشق قهرمانانه شیرین موجب تغییر و تحولات اخلاقی در خسرو می‌شود. عشقی که به وصال می‌انجامد. شیرین زنی زیبارو و صاحب اراده است که باوجود شیفتگی خسرو، با نیروی عشق، از پادشاه ستمگر و خوش‌گذران، سلطانی عادل می‌سازد. شیرین نماد زن مقتدر ایرانی است. در این منظومه زیبا نظامی در توصیف شیرین، آفاق، همسر خود را توصیف نموده و از زیبایی و خصایص اخلاقی وی می‌سراید.

خسرو و شیرین، اثر استاد محمد باقر آقامیری

تصویر 3، خسرو و شیرین، اثر استاد محمد باقر آقامیری

نظامی در داستانی از عشق نافرجام، از عشق لیلی و مجنون سروده است. عشق لیلی به مجنون و مجنون به لیلی، عشقی پاک و بی وصال است که به علت تفاوت‌های قبیله‌ای به وصال نمی‌انجامد. شاید لیلی را زنی بدانند که با بی‌مهری مجنون را از خود می‌راند و نااستواری و بدعهدی‌اش مستثنی از شیرین است؛ اما شعرا در وصف حال لیلی نیز بسیار سروده‌اند و عشق این دو دلداده را دوطرفه می‌دانند. جامی شاعر و ادیب ایرانی، داستانی زیبا از لیلی و مجنون را نقل می‌کند که مجنون ظرفی پر از شیر را نزد لیلی می‌برد و لیلی ظرف را می‌شکند و مجنون خوشحال برمی‌گردد و وقتی دلیل خوشحالی‌اش را می‌پرسند می‌گوید
اگر با من نبودش هیچ میلی    چرا ظرف مرا بشکست لیلی

شیرین و فرهاد، اثر استاد محمد باقر آقامیری

تصویر 4، شیرین و فرهاد، اثر استاد محمد باقر آقامیری

نظامی در منظومه‌ای دیگر از عشقی می‌سراید که منجر به کمال می‌شود. این داستان سرایی زیبا را در داستان‌های هفت‌پیکر می‌توان دید. در منظومه هفت‌پیکر، زن در نقش شاهدخت هر گنبد هرروز داستانی پر از رمز و راز برای بهرام، پادشاه ایرانی نقل می‌کند که از حکمت و پند و اندرز سرشار است. منظومه هفت‌پیکر نمونه کامل عشقی است که به کمالات و پالایش روح بهرام پادشاه کمک می‌کند. بهرام هرروز شاهدختی از هفت سرزمین را در هفت روز هفته، در هفت گنبد ملاقات کرده که هر روز لباسی به رنگ گنبد می‌پوشد. نقش اصلی داستان را شاهدخت به عهده داشته و با داستانی پندآموز از پادشاه پذیرایی می‌کند. منظومه هفت‌پیکر نظامی مجموعه‌ای از داستان‌های عاشقانه و جذاب است که نظامی در سن 60 سالگی خود سروده و همه نبوغ و تبحر شاعری‌اش را به‌کاربرده است.

گنبد سپید، هفت پیکر، اثر استاد محمد باقر آقامیری

تصویر 5، گنبد سپید، هفت پیکر، اثر استاد محمد باقر آقامیری

نگاه نظامی در منظومه‌هایش به زن، ژرف‌تر و پرمعناتر از توصیف ظاهری اوست. او در اشعار غنایی و داستانی‌اش به زن به‌عنوان وجودی انسانی می‌نگرد که قدرت‌های بالقوه رهبری و اداره کشور را دارد. زنی که دارای حکمت و خردمندی است. اشخاص داستانی وی همچون مردان درصحنه‌های حکمرانی و سیاست ابراز وجود می‌کنند و در عشق و استقامت از مردان نیز پیشی می‌گیرند. همچون حکمرانی شیدا و شیرین که حکومت و رعیت نوازیشان عادلانه‌تر از خسرو است و این شیرین است که در پایان داستان خسروپرویز پادشاه مقتدر ایرانی را به‌سوی حکمت‌آموزی و دادگستری رهنمون می‌سازد. سیمای لیلی و شیرین در اشعار نظامی سیمای زنانی مقتدر و قدرتمند است.

زن در نگارگری ایرانی

از ویژگی‌های اساسی زنان در هنر ایران صورت آرمانی و مثالی بودن آنان است و از زن به‌عنوان یک عنصر بصری ازنظر جایگاهی که دارد، در آثار نگارگری سنتی و نقاشی ایرانی در دوره‌های مختلف نام‌برده شده است.
در دوره باستان صورت آرمانی زنان را در الهه‌هایی چون آناهیتا می‌توان مشاهده کرد و در دوره‌های بعد در نقاشی ایران، بسیار متأثر از عواملی چون مذهب و عرفان، در واژه‌های شعرا و توصیف معشوق خود را می‌نمایاند. به خصوص در اشعار حافظ با زنی دارای خصایل اخلاقی والا و بسیار نکته‌دان مواجه هستیم.

سیاه مشق رنگین، اثر استاد محمد باقر آقامیری

تصویر 6، سیاه مشق رنگین، اثر استاد محمد باقر آقامیری

چهره زنان در نگارگری اغلب همان چهره‌هایی است که شعرا در وصف زیبارویان توصیف کرده‌اند. زن با ابروان کمان و لبان کوچک و چشمانی بادامی تصویر شده اما در چهره‌ها حالت‌های فردی دیده نمی‌شود. چهره‌ها نه خوشحال است و نه غمگین و حالتی رمزگونه دارد.
در ادبیات عرفانی و غنایی ایران، زن به عنوان موجودی انسانی و نمادی برای عشق آسمانی، از مرتبه والایی برخوردار بوده و این مرتبه در ادبیات و سپس در نگارگری متجلی می‌شود؛ زیرا ادبیات و نگارگری ایرانی از دیرباز عجین بوده‌اند و نگارگر با کتاب آرایی و تصویرسازی اشعار، در هنر ایران حضوری پر رنگ داشته است. نگارگر با به تصویر کشیدن زن به‌عنوان بانوی آسمانی توانسته است دریافت خود را از شعر یا حکایت موردنظر در قالب یک تصویرسازی ادبی ثبت کند. نگاگر ایرانی با بهره‌جویی از مضامین متنوع ادبی، اشخاص و صحنه‌های گوناگون داستان را به تصویر می‌کشد و سخن شاعر یا نویسنده را به زبان خط و رنگ مجسم می‌کند.

ملاقات شیرین و فرهاد در بیستون، اثر استاد محمد باقرآقامیری

تصویر7، ملاقات شیرین و فرهاد در بیستون، اثر استاد محمد باقر آقامیری

نگارگری و ادبیات همیشه دارای پیوند درونی و همخوانی ذاتی بوده‌اند شاعر و هنرمند در عین آفرینش زیبایی‌های این جهان همواره به عالم ملکوت توجه داشته‌اند و دست یافتن به صور مثالی و درک حقایق ازلی اهداف آن‌ها تشکیل می‌داده است. در تصویر سازی نگاره‌های عاشقانه توسط نگارگر، محور اصلی زن است. مانند نگاره‌های خسرو شیرین، شیرین و فرهاد، لیلی و مجنون، شیخ صنعان و دختر ترسا و غیره که در کتب تصویرسازی شده و کتاب‌آرایی در دوره‌های مختلف، در منظومه‌هایی چون هفت‌پیکر، لیلی و مجنون، خسرو و شیرین، ویس و رامین، شاهنامه فردوسی و هزارویک‌شب، نگارگر به‌نوعی زن را به تصویر کشیده است.

منابع

اسماعیل‌پور، ابولقاسم(1378)،«نقش اجتماعی زن در ایران باستان و میانه»، مجله ایران شناخت، شماره 13.
بیانی، شیرین(1374)،«زن در ایران باستان»، فصلنامه هستی.
پاکباز، رویین(1379)،«نقاشی ایران از دیرباز تا امروز»، انتشارات زرین و سیمین، چاپ اول.
شمیسا، سیروس(1378)،«انواع ادبی»، انتشارات سروش، چاپ دوم.
ذوالفقاری، حسن(1384)،«منظومه‌های عاشقانه ادب فارسی»، نیما، چاپ دوم.
رادفر، ابوالقاسم(1385)،«تعامل ادبیات و هنر در مکتب اصفهان»، انتشارات فرهنگستان هنر.
زابلی‌نژاد، هدی(1388)،«پیکرک‌های الهه مادر(سیمای زن در آثار پیش از تاریخ»، کتاب ماه هنر.
ز.ی.ر، رحیمووا، آپولیاکروا(1381)،«نقاشی و ادبیات ایرانی»، مترجم:زهره فیضی، انتشارات روزنه.
ستاری، جلال(1374)،«سیمای زن در فرهنگ ایران»، نشر مرکز، چاپ دوم.
گودرزی منفرد، شهروز(1384)،«تجلی مادرسالاری در شاهنامه»، ماهنامه حافظ، شماره 21.
معین، زهرا(1381)،«بانو خدایان و بانو اسطوره‌ها»، کتاب ماه هنر.

عکس اصلی مقاله اثر استاد محمود فرشچیان است.



خبر نامه


شما هم می توانید در مورد این مطلب نظر بدهید.

برای ثبت نظرات، نقد و بررسی شما لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.