نوروز جشن بزرگ باستانی

نوروز جشن بزرگ باستانی

مردم ایران‌زمین از دیرباز شیفته برگزاری آداب‌ورسوم نیک و برگزاری جشن‌های آیینی بوده‌اند. جشن‌ها در میان هر قوم و ملتی به عقاید و اعتقادات آن قوم بستگی داشته و آیین‌های خاصی برای برگزاری دارد. در میان همه جشن‌های ایرانی، جشن آیینی نوروز، از مهم‌ترین آیین‌های اجتماعی ایران است. نوروز یادگار نیاکان و یکی از دستاوردهای فرهنگی و ماندگار نیاکان ماست. این مقاله به بررسی پیشینه نوروز و رسوم نوروزی می‌پردازد. 


نوروز جشن آغاز سال پارسی است که در روز نخست فروردین‌ماه، برابر با 21 مارس میلادی برگزار می‌شود.

ابوریحان بیرونی در کتاب التفهیم در مورد نوروز این‌گونه نوشته است: نخستین روز است از فروردین ماه و بدین‌جهت نوروز نام گرفته که آغاز سال نو است و تا پنج روز پس از آن جشن‌ها بر پا می‌کردند و روز ششم فروردین را نوروز بزرگ یا جشن بزرگ یا نوروز ملک گویند زیرا خسروان در آن پنج روز به حقوق اطرافیان و مردم و نیز بزرگان رسیدگی می‌کردند.
ایرانیان معتقد بودند در این روز خداوند از آفرینش جهان اسود و مشتری را بیافرید و زردشت با خداوند توفیق مناجات یافت و کیخسرو بر آسمان عروج کرد. نوروز را در ایران قدیم جشن فروردگان نیز گفته‌اند زیرا این زمان را اوقات نزول فروهرها از آسمان می‌دانسته‌اند. در موقع ششمین گاهنبار (آفرینش) که خلقت بشر در آن صورت گرفته فروهرها ده شب در روی زمین توقف می‌کنند.
بر پایه روایات شاهنامه، نوروز از جشن‌های بزرگ ایرانی است. پیدایش نوروز در اساطیر ایران به سلسلۀ پیشدادیان و جمشید، پادشاه ایرانی نسبت داده می‌شود و قدمتی دیرینه داشته که به هزاره اول پیش از میلاد و تاج‌گذاری جمشید می‌رسد که در این روز بر تخت نشست و به پادشاهی رسید. مردم این روز را روز نو نامیدند و آن را جشن گرفتند. جمشید در اوستا یکی از شخصیت‌های دینی و خداشناس است که با یاری اهورامزدا وضعیت زندگی مردمان را سروسامان داد.

جشن باستانی نوروز

حجاری‌های تخت جمشید از کهن‌ترین آثار موجود در میان آثار مرتبط با جشن‌های نوروزی در ایران است.

از مراسم نوروز در دوره اشکانی اطلاع زیادی در دست نیست. در دوره ساسانی جشن نوروز بسیار عظیم و باشکوه برگزار می‌شد و جایگاه خاصی بین مردم و به‌ویژه پادشاهان داشت چنانچه برگزاری آن چند روز طول می‌کشید. ایام نوروز به دو دوره نوروز بزرگ و کوچک تقسیم می‌شد که نوروز کوچک یا نوروز عامه پنج روز بود که از یکم تا پنجم فروردین‌ماه برگزار می‌شد و روز ششم فروردین (خرداد روز) جشن نوروز بزرگ یا نوروز خاصه بر پا می‌شد. در هریک از روزهای نوروز طبقه‌ای از مردم به دیدار شاه می‌آمدند و هدایای خود را پیشکش می‌کردند.

نوروز در ارتباط با اساطیر

از اسطوره‌های مرتبط با نوروز، اسطوره سیاوش است.

سیاوش نمادی از باورهای خاص فرهنگ کشاورزی جوامع آسیایی درباره خزان و بهار، خشک‌سالی و باران و زندگی گیاه است که به‌صورت یک آیین نمایشی با قدمتی سه‌هزارساله در آسیای مرکزی برگزار می‌شود. جشن سیاوش یا جشن رویش گیاه با اولین روز سال نو و منطبق با فصل بهار برگزار می‌شود. مهرداد بهار معتقد است که اُسطوره سیاوش مربوط به بین‌النهرین است و آیین سوگ سیاوش از آیین‌های باستانی مرسوم در فلات ایران که هرساله در فصل بهار به شیوه‌ای خاص برگزار می‌شد.
شکل حماسی اسطوره سیاوش در شاهنامه به‌صورت مبارزۀ دیو خشکی و فرشته باران است که فرشته باران به پیروزی دست می‌یابد. کهن‌ترین اثر موجود درباره نحوه برگزاری آیین سوگ سیاوش در ایران، سنگ‌نگاره‌ای است مربوط به دورۀ نوسنگی (هزاره سوم ق.م) که در نواحی سمرقند به‌دست آمده است. اسطوره سیاوش بر دو اصل خیر و شر، نیکی و بدی و روشنایی و تاریکی مبتنی است. این دوگانگی در زندگی و افکار انسان کشاورز عصر باستان، به ترتیب به‌صورت سرسبزی و خشک‌سالی، آبادانی و ویرانی بهار و زمستان جلوه‌گر شده است.
این باورها به‌ویژه برای کشاورزان فلات ایران، خواه ساکنان بومی و خواه آریایی‌های اسکان یافته و کشاورز با انجام آداب خاص سوگواری سیاوش برای دعوت و تشویق نیروهای زایای طبیعت به زاد و ولد همراه گشت. اسطوره سیاوش همان اسطوره کشت، نماد مرگ و رستاخیز و تابع الگوی خزان و بهار است و آیین سیاوشان نیز حکایت از مرگ و زندگی، پژمردن و تجدید حیات دارد. مرگ سیاوش، خزان کامل و تولد کیخسرو پس از مرگ سیاوش، بهار است. رفتن سیاوش در درون آتش نشانه خزان و بیرون آمدن وی نماد رویش دوباره در بهار است.

اسطوره دیگری که به نوروز نسبت می‌دهند اینانا یا دُموزی (پسر راستین) است.

این اُسطوره نیز با بهار مرتبط است و با رفت و بازگشت هرسالۀ دموزی به زیر زمین و عالم مردگان به فصول چهارگانه پیوند می‌خورد. دوموزی نیمی از سال را زیر زمین به ‌سر می‌برد و در این نیمه، درختان بی‌برگ‌و‌بار و خشکیده‌اند و زمستان حاکم است. آنگاه با بازگشت بهاری اوست که رویش و زایش از سر گرفته می‌شود.

رسوم نوروزی

در ایام نوروز مراسم خاصی در ایران قدیم برگزار می‌شد که دنباله آن تا امروز نیز باقی است. پارسیان برای جشن فروردین خانه را تمییز می‌کنند و اتاق برگزاری مراسم را می‌آرایند و بر روی میزی کوزه آب و گلدان و ظرفی از آتش می‌گذارند و آتش را با چوب صندل و سایر چوب‌های خوشبو نیرو می‌دهند و هرکس می‌بایستی با دست خود چوب بر آتش نهد و نام درگذشتگان خود را برشمارد. مردم برخی نواحی ایران معتقدند که در شب آخر سال ارواح در گذشتگان به خانه‌های خود برمی‌گردند و از روشنی چراغ شاد می‌شوند.

از رسم‌های دیگر نوروز لباس نو پوشیدن و سفره هفت‌سین گذاشتن و کاشتن سبزی و هفت نوع غلات بود که هرکدام از آن‌ها که بهتر می‌رویید دلیل قوت آن نوع نبات در سال جدید بوده و امروزه نیز از رسوم نوروز است.

سنت هدیه در نوروز

رسم هدیه دادن و هدیه گرفتن یکی از سنت‌های دیرینه و پایدار ایرانیان در جشن‌های نوروز است.

درگذشته، این روز (بار عام) یا سلام نوروزی نامیده می‌شد که پادشاه بر تخت می‌نشست و مردم برای وی هدیه آورده و سپس پادشاه نیز به‌اندازه آن هدیه‌ها، هدایایی را به مردم می‌بخشید.

سنت هدیه در نوروز

پیشینه هدیه دادن را در حجاری‌های کاخ آپادانا یا کاخ بارعام داریوش بزرگ که به‌منظور برگزاری جشن‌های نوروزی و پذیرش نمایندگان کشورهای وابسته به حضور شاه ساخته شده می‌بینیم.

بارعام به معنی سلام نوروزی است که پادشاه در این کاخ به مردم بارعام یا سلام نوروزی می‌داده است. بر روی پلکان‌ها نقش‌های حجاری شده از هیئت نمایندگان ملل گوناگون نمایان است. جلوترین شخص سرگروه است و چیزی به همراه ندارد ولی بقیه اشخاص جنس یا حیوانی به همراه دارند که توسط راهنما به‌سوی کاخ هدایت می‌شوند. در همه‌جا راهنمایان، دست سرپرست گروه را به گرمی در دست گرفته‌اند. هیئت نمایندگان با درخت سروی که نماد سرسبزی، سربلندی و سرزندگی است از هم تفکیک شده‌اند. رسم پرداخت و دریافت هدیه در تمامی ادیان و ملت‌ها وجود داشته و هیچ جامعه، قوم یا طایفه‌ای را نمی‌توان یافت که جشن یا آیینی مرتبط با هدیه نداشته باشد.

منابع

  • آورزمانی، فریدون (1388)، خراج یا پیشکش نوروزی؛ بررسی آیین نوروز در عصر ساسانی، نشریه هنر و معماری، منظر، اسفند، شماره 5 از 62 تا 66
  • اشرفی، حمید (1393)، مجله مطالعات تاریخ فرهنگی، پژوهش نامۀ انجمن ایرانی، سال ششم، شماره بیست یکم، پاییز، ص 42-45
  • بهار، مهرداد (1375)، پژوهشی در اساطیر ایران، چاپ دوم، تهران، نشر آگه
  • مزدا پور، کتایون (1388)، دربارۀ تاریخچه نوروز، مجله باستان‌شناسی و تاریخ، سال بیست و سوم، شماره دوم، شماره 46، بهار و تابستان، ص 3-9
  • مزدا پور، کتایون (1387)، نوروز و شاهنامه، فصلنامه فرهنگ و مردم، سال هفتم، شماره 24 و 25، ص 51-56
  • یاحقی، محمدجعفر (1368)، فرهنگ اساطیر و داستان واره‌ها در ادبیات فارسی، فرهنگ معاصر


خبر نامه


شما هم می توانید در مورد این مطلب نظر بدهید.

برای ثبت نظرات، نقد و بررسی شما لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.