جایگاه میرعماد الحسنی در عرصه هنر و خوشنویسی ایران

جایگاه میرعماد الحسنی در عرصه هنر و خوشنویسی ایران

میرعماد الحسنی تأثیرگذارترین نستعلیق نویس ایرانی است که شهرت و آوازه‌ای جهانی دارد. در این مقاله به بررسی جایگاه این خوشنویس ایرانی در عرصه هنر پرداخته شده است.


خط نستعلیق، در قرن هشتم هجری از تحول قلم نسخ و اصول خط تعلیق، شکل گرفت. این شیوه خوشنویسی، معرف روح و فرهنگ ایرانی بوده و نشانه‌ای بارز از طبع و سلیقه زیبایی شناختی ایرانیان است. این خط از قرن دهم تا به امروز به‌عنوان مرسوم‌ترین خط خوش، میان ایرانیان رواج دارد.

تذکره نویسان، واضع خط نستعلیق را میرعلی تبریزی از خوشنویسان دوره تیموری می‌دانند. میرعلی در سده نهم هجری برای اولین بار خط نستعلیق را تحت قاعده و قوانین خوشنویسی، به‌صورت خطی مستقل و قابل رقابت با خطوط شش‌گانه درآورد.
در دوره صفوی نیز میر‌عماد مشهورترین خوشنویس ایرانی، این شیوه از خوشنویسی را به تکامل رساند و در اوج ظرافت و زیبایی، قطعاتی ماندگار نوشت. امروزه خط نستعلیق توسط اساتید خوشنویسی، بامهارت و هنرمندی تمام نوشته شده و بیش از پیش، ارزش هنری یافته است.

میرعماد الحسنی در سال 924 قمری در قزوین به دنیا آمد. تبحر میرعماد فقط در خوشنویسی نبود؛ بلکه به ادبیات فارسی و عربی نیز آگاهی داشت و در نظم و نثر صاحب‌ کمال بود. او در قطعات خود از مضامین پندآموز بهره می‌جست. میرعماد توانست پایه خط نستعلیق را چنان محکم نماید که تمام صاحب‌نظران خطوط اسلامی، آن را عروس خطوط بنامند. وی از سادات سیفی حسنی با کنیه قزوینی است و به دلیل اینکه پیرو سبک عماد الممالک بود لقب عماد را بر خود نهاد. میرعماد از 8 سالگی شروع به آموزش خط نمود و برخی تذکره نویسان معتقدند که وی از روی خط بابا شاه اصفهانی و میرعلی تبریزی مشق می‌کرده است.
میرعماد تعلیم خط را نزد محمدحسین تبریزی شروع نمود، تا اینکه پس از ممارست و مشق‌های بی‌شمار قطعه‌ای نوشت و نزد استاد خود برد و استادش با دیدن آن قطعه زیبا او را استاد خوشنویسی نامید. وی در سال 1027 قمری توسط شاه‌عباس صفوی به علت پیروی از مذهب تسنن به قتل رسید.

ویژگی‌های سبکی مکتب میرعماد

میرعماد دایره گسترده‌ شاگردپروری داشت و به تعلیم شهره بود. پس از درگذشت وی، شاگردان برجسته‌اش همچون عبدالرشید دیلمی، ابوتراب اصفهانی، عبدالجبار قزوینی، نورالدین لاهیجی، محمد‌ صالح خاتون‌آبادی از شیوه وی پیروی نمودند. مکتب میرعماد در خط نستعلیق شکل گرفت و تا قرن سوم تداوم یافت. این مکتب از برجسته‌ترین مکاتب خوشنویسی است. ویژگی‌های سبکی میرعماد عبارتند از:

  •  صافی، ظرافت، استحکام و قوت دست از ویژگی‌های اجرای مفردات و کلمات توسط وی بود.
  • در اتصالات بین حروف، تندی و تیزی ظریف را، در تضادی زیبا با پهنای قلم قرار می‌داد.
  • در قالب کتابت و چلیپا و اجرای قطعات کوچک کاملاً هنرمندانه عمل می‌کرد.
  • در انتخاب قلم تخصصی مشقی و تمرکز بر شیوه نستعلیق استاد بود.
  • به استقلال و شخصیت حروف و کلمات بها می‌داد.
  • هیئت، شکل و نمایش حروف و کلمات را به‌گونه‌ای تقسیم‌بندی کرد که آثار به‌جای مانده از وی به‌ویژه در ده سال آخر عمر هنری او، همواره الهام‌بخش خوشنویسان است.

ماندگاری مکتب میرعماد

  • قلم میرعماد در کتابت، قدرت معجزه‌آسایی داشت. به‌طوری‌که با یک قلم، کلمات را به انتها می‌رسانید و رنگ تیره-روشنِ مرکب، مسیر و کششِ قلم وی را آشکار می‌ساخت.
  • در چلیپا نویسی تناسب دانگ قلم نی، اندازه کاغذ و حروف و سایر زیبایی‌های هنری را در نظر داشت.
  • در نوشتن کلمات بسیار مشکل مانند هیچ‌کس و همسفر کاملاً ماهرانه عمل می‌کرد و این کلمات سخت را در متن قطعه امضای خود به‌صورت مخفی قرار می‌داد که این مهارت در اجرای کلمات دشوار، امتیازی در شناخت آثار اصل از بدل اوست.

چلیپا نویسی میرعماد

میرعماد در چلیپا نویسی تبحر خاصی داشت. چلیپا یکی از انواع فرم‌های موجود در ترکیب‌بندی خوش‌نویسی ایرانی است که به‌صورت مورب و دوتایی در صفحه قرار می‌گیرد و دارای انواع مختلفی است. در چلیپا، ترکیب‌بندی یک اصل مهم و اساسی به شمار می‌رود. میرعماد با رعایت اصول زیبانویسی مفردات، در ترکیب‌بندی چلیپا، کشیده‌ها را طوری انتخاب می‌کرد که دقیق زیر هم قرار نگیرند که این امر، حس حرکت در چشم بیننده ایجاد کرده و ساختار را زیباتر می‌نماید.

چلیپا میرعماد

ابداع سیاه‌مشق‌ توسط میرعماد

عصر آغازین سیاه‌مشق‌های هنری را به میرعماد نسبت می‌دهند و فرضیه‌ای است که به علت عدم وجود سیاه‌مشق در آثار متقدمان وی قابل تأیید است؛ زیرا خوشنویسان قبل از وی مشق‌های تمرینی خود را از بین می‌بردند. بعد از میرعماد شیوه سیاه‌مشق به‌عنوان یک قالب مهم به‌خصوص در دوره قاجار دستاوردهای بصری و زیباشناختی قابل‌توجهی داشت. سیاه‌مشق‌ها در نوع خود، قطعه کامل و پر عیاری بودند که نه به‌عنوان مشق روزانه؛ بلکه در حد یک قطعه مشخص و استادانه‌ به شمار آمده و قدرت قلم خطاط را هویدا می‌ساختند. سیاه‌مشق نوعی طراحی هنری است که می‌بایستی حروف با یکدیگر هارمونی متعادلی داشته و خطاط در ذهن خود نشست حروف، تناسب و همگامی آن‌ها را با یکدیگر بسنجد و در جای خود بنشاند. سیاه‌مشق یک تابلوی تمام‌عیار نقاشی است؛ که هنرمند وزن و ساختار آن‌ را با کم‌ و زیاد کردن حروف، میزان می‌کند که قدرت قلم و یکسان نوشتن را آشکار سازد.

سیاه مشق میرعماد

در واقع سیاه‌مشق یک شیوه انحصاری ذوقی است که هنرمند توازن حروف و کلمات را پیوند داده و یک قطعه ایدئال و استادانه می‌آفریند. در آثار میرعماد انتخاب حروف تکرارشونده و توازن کلمات با یکدیگر همچون خطوط رهنمون‌گری است، که نگاه بیننده را جهت بخشیده و در کل کار می‌چرخاند. 

آثار میرعماد

میرعماد در مدت عمر هنری‌اش بیش از سایر خطاطان اثر آفریده و روزانه صدها مشق و تمرین و قطعه‌نویسی به انجام رسانده است. تذکره نویسان بر این باورند که 50 درصد از آثار وی از بین رفته است. برخی از آثار این خوشنویس عبارتند از:

  • مناجات‌نامه خواجه عبدالله انصاری
  • مناجات حضرت علی با ترجمه فارسی
  • دیوان حافظ شیرازی
  • رباعیات خیام
  • گلشن راز شبستری
  • صراط السطور سلطان‌علی مشهدی
  • تحفه الابرار جامی
  • کتیبه معروف میرعماد، در تکیه میرفندرسکی اصفهانی و کتیبه سر در حمام قزوین

میرعماد در ده سال آخر عمر خود شیوه مستقلی را به‌وجود آورد که استواری خط میرعلی و ملاحت خط بابا شاه را در برداشت که درعین‌حال روشی مستقل و خاص بود. این شیوه همان اسلوبی است که از 350 سال قبل تا کنون، کسی نتوانسته نقطه‌ای بر آن بیفزاید و یا نکته‌ای از آن بازگیرد.

پس از میرعماد، کلهر مبدع نظام هندسی جدیدی در خوشنویسی بود؛ اما در این دوره نیز سبک میرعماد به فراموشی سپرده نشد و همچنان منبع الهام و تأثیرپذیری دسته‌ای از خوشنویسان بزرگ در دوره قاجار گردید. آثار میرعماد الحسنی در کتابخانه و موزه‌های ایران و دیگر کشورها موجود بوده و در مقابل دید همگان قرارگرفته است. مکتب میرعماد، همواره مورد توجه رهروان نهضت بازگشت به آثار قدما در دوره معاصر است.

منابع

  • بیانی، مهدی، احوال و آثار خوشنویسان ایران، انتشارات علمی، 1363.
  • تیموری، کاوه، اقل الکاتبین میرعماد الحسنی، کتاب ماه هنر، اسفند 1388.
  • جباری، صداقت، تکوین و تطور خط نستعلیق در سده هشتم و نهم هجری قمری، نشریه هنرهای زیبا، شماره 33، بهار 1378.
  • صالح اصفهانی، محمد، تذکره الخطاطین، ترجمه، فیروز بخش، نامه بهارستان، شماره 11-12، 1385.
  • کریم زاده تبریزی، محمدعلی، احوال و آثار میرعماد الحسنی السیفی القزوینی، لندن، 1376.
  • منشی قمی، قاضی میر احمد بن شرف‌الدین الحسین، گلستان هنر، تصحیح و اهتمام احمد سهیلی خوانساری، تهران، 1366.



خبر نامه


شما هم می توانید در مورد این مطلب نظر بدهید.

برای ثبت نظرات، نقد و بررسی شما لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.