زار؛ مراسمی برای جن‎گیری

زار؛ مراسمی برای جن‎گیری

زار بیشتر در سواحل جنوبی ایران شیوع پیدا می‌کند و اهالی جنوب کشور معتقدند که این مریضی تنها با برگزاری مراسم زار می‌تواند به خوبی درمان شود.


طبق مطالعاتی که داشتم، متوجه شدم که مراسم « زار» بیشتر در جنوب کشور خصوصا جزیره قشم و بندر لنگه، در شب‌های چهارشنبه برگزار می‌شود و علاوه بر ایران در قاره آفریقا و شبه قاره هند نیز برگزار می‌شود و آداب و رسوم، آوازها و صداهای پایکوبی آن نیز بوی آفریقایی می‌دهد. براساس گفته‌های دوستانم و تحقیقاتی که انجام دادم،‌ فهمیدم زار یک نوع بیماری است که فرد مبتلا به آن توسط نوعی باد یا جن تسخیر می‌شود و تا جن یا باد از بدن بیمار خارج نشود، مریض را هوایی می‎کند و ممکن است او را بکشد. بر اساس باورها رده سنی خاصی برای ابتلا به این بیماری وجود ندارد و هر آدمی با هر سنی می‌تواند به آن دچار شود. همچنین اعتقاد بر این است که زار بیشتر در سواحل جنوبی ایران شیوع پیدا می‌کند و اهالی جنوب کشور معتقدند که این مریضی تنها با برگزاری مراسم زار می‌تواند به خوبی درمان شود. «مراسم زار» معمولا برای کسانی به پا می‌شود که گرفتار یکی از بادها شده‌اند و به همین خاطر به آنها «اهل هوا» گفته می‌شود.

کسانی که معالجه این «اهل هوا» را به عهده می‎گیرند، «بابازار» یا «مامازار» نامیده می‌شوند. بابازار یا مامازار، مردان یا زنانی هستند که «آیین زار» را برگزار می‌کنند و تشخیص می‌دهند که این مراسم برای چه افرادی برگزار شود و برای چه افرادی نشود. اصولا بابازار یا مامازارها اول از بیمار می‌پرسند که پزشک او را دیده یا نه، آزمایش و ام آر آی داده یا نه، اگر جواب این سوال‌ها مثبت باشد و دکتر برای آن بیمار دارو تجویز کرده باشد، به او می‌گویند که برود و درمانش را کامل کند، اما اگر پزشک به آنها گفته باشد که معلوم نیست چرا بیمار شده‌اند و توان معالجه آن‌ها را ندارد، مامازار یا بابازار، درمان آنها را قبول می‌کنند، زیرا متوجه می‌شوند که درمان این بیمار خارج از درمان‌های طبیعی است.

باد در واقع نیرویی اسرارآمیز و مرموز بوده که همه جا بر نوع بشر مسلط است و هیچ انسانی توان مبارزه با آن را ندارد و به ناچار تسلیم یا قربانی آن می‎شود. برای من خیلی جالب بود که اهالی قشم فکر می‌کنند که بادها نیز مانند انسان‌ها، مهربان یا بی‌رحم، کور یا بینا، کافر یا مسلمانند و اسامی مختلفی چون بی‌بی فاطمه، بی‌بی فضیله، بابور جنی، دینگ مرو، شیخ عبدالله و بسیاری دیگر دارند.

اهالی قشم بر این باورند که اگر آدمی گرفتار یکی از بادهای جادویی شود، باید نزد بابازار یا مامازار برود تا بتواند طی مراسم زار، باد را از تن خود خارج کند. هنگامی که بابازار یا مامازار احتمال بدهد که شخص مبتلا به یکی از بادها شده او را به مدت هفت روز در حجاب و دور از چشم مردم نگه می‌دارد. ابتدا شخص مبتلا را می‌شویند و سپس به مدت هفت روز او را از دیدن سگ، مرغ، شخص نامحرم دور می‌کنند. فقط مامازار یا بابازار مسئول مراقبت از این بیمار هستند و تمام شب‌ها باید معجون یا داروی مخصوص زاران را به تن او بمالند.

بادهای عمده و مشهور طبق گفته قشمی‌ها عبارتند از باد زار که بادی کافر است، باد نوبان که شخص را علیل، بی‌حرکت و افسرده می‌کند، باد مشایخ که برخی از آن‌ها مسلمان، پاک و بی‌خطر و برخی دیگر خطرناک‌اند، باد جن که همگی مهلک و دارای مضرات بسیارند، باد دیو که قدی بسیار بلند دارد و در بیابان‌ها و جزایر به انسان‌ها برخورد می‌کند و همان لحظه آدم را بی‌جان و خشک می‌کند، باد غول که از دور مانند شتری حیران است که هرکس که سر راهش قرار بگیرد را بی‌جان می‌کند و باد پری که همگی کافر، هولناک و اهل حساب هستند.

از میان تمام این بادها،‌ باد زار، نوبان و مشایخ بیشتر میان اهالی جزیره دیده می‌شود. شب چهارشنبه عده‌ای که «خیزرانی» نامیده می‌شوند، از سمت بابازار یا مامازار مامور می‎شوند تا چوب خیزرانی را به دست بگیرند و دور روستا و خانه‌ها بگردانند و با این علامت، اهالی روستا را از برگزاری مراسم آگاه کنند. زنان و مردان روستا برای حضور در این مراسم لباس خوب بپوشند و عطر خاصی به صورت و تن خود بزنند. صحبت کردن در این مجلس جایز نیست و اگر کسی در آن صحبت کند، مامازار یا بابازار برایش مجازات تعیین می‌کنند. بابازار یا مامازار برای بیشتر اهالی روستا، مانند فرمانده‌ای است که هرچیزی بگوید باید اجرا شود. 

سفره بزرگی در این مجلس پهن می‎شود که در آن همه چیز از انواع غذاها گرفته تا گیاهان معطر از جمله ریاحین جنوب، میوه کُنار، خرما، گوشت و مقداری خون قرار می‎گیرد. این خون از بزی است که در این مجلس قربانی می‎کنند و خونش را تشتی به عنوان قربانی در سفره قرار می‌‌دهند.

 این مراسم همچون فیلم‌های ترسناک و مرموز است. شخص جن زده تا این خون را نخورد به حرف نمی‎آید. بابازار و مامازارها، باد یا جن را از زبانی که دارد می‌شناسند و برای این کار، علاوه بر خوراندن خون به بیمار، نوعی داروی گیاهی نیز به تن فرد بیمار می‌مالند و مجددا نوعی معجون گیاهی نیز به او می‌خورانند تا حرف بزند. با این کار بادی که در کالبد شخص مبتلا قرار دارد، با صدای او با بابازار یا مامازار حرف می‌زند و به او می‌گوید که از کجا آمده است.

پس از ورود بابازار به مجلس او در صدر مجلس در کنار دهلی بزرگی به نام «مودندو» که روی سه پایه‌ای قرار گرفت که در کنار آن دو دهل دیگر به نام‌های «گپ دهل» و «کسر» نیز در یک ردیف قرار داشتند. در جلوی این دهل‌ها، سینی نقره یا ورشویی قرار داشت که درون آن گیاه معطری در حال دود شدن بود و فضای مجلس را معطر کرده بود و من با نگاه های متعجب و منتظر، اطرافم را نگاه می‎کردم تا ببینم چه اتفاقی می‎افتد.

مراسم زار

باید بگویم که عنصر اصلی این مراسم موسیقی است که اصولا ریتم تند و شادی دارد و البته موسیقی در هر مراسم یا هرجایی ریتم و شعرهای متفاوتی دارد. موسیقی مراسم زار به ۳ دسته تقسیم می‌شود که دسته اول مربوط کشورهای عربی مانند عراق، مصر، روسیه، کویت و برخی کشورهای خلیج فارس نظیر خوزستان است. دسته دوم به کشورهای هند، پاکستان، افغانستان و سیستان بلوچستان ایران گرایش دارد و دسته سوم متعلق به کشورهای سواحل آفریقا، هندوستان و کشورهای جنوبی خلیج فارس مثل بندرعباس است. نوع سازی که در جنوب کشور ما استفاده می‎شود، متعلق به همان منطقه است ولی سازهای خوزستان و سیستان و بلوچستان بیشتر به کشورهای عربی و هند شباهت دارد.

مراسم زار

با صدای طبل و دمام مراسم شروع می‎شود. بابازار در وسط مجلس شروع به خواندن آوازی می‎کند و جمعیت به صورت دایره‌وار دور بیمار را می‎گیرند، جواب آواز بابازار را می‎دادند و چوب‌های نازکی را به یکدیگر می‌زدند تا صدای موسیقی تکمیل شود. با هر ضرب آهنگی، بابازار آهسته چوب خیزران خود را به بیمار می‎زد و بدین صورت جن را تهدید‌ می‌کرد. ناگهان صدای فریادی در میان جمعیت بلند می‎شود و همزمان با تند شدن ریتم موسیقی، سر بیمار نیز سریع‌تر به چپ و راست می‌چرخد. جمعیت بدون هیچگونه تعجبی به همخوانی با موسیقی و آواز ادامه می‎دهند و همچنان چوب‌هایشان را به هم می‌زدنند، بیمار نیز مدام سرش را به اطراف می‌چرخاند تا اینکه رعشه می‎گیرد و دوباره فریاد می‎زند و سپس بی‌حرکت می‎شود. بابازار سپس پارچه را از روی سر بیمار برمی‎دارد، بیمار چشم‌هایش را باز می‎کند و نفس عمیقی می‎کشد. او سپس به نشانه تشکر بابازار را در آغوش می‎گیرد و دیگران نیز به او تبریک می‎گویند.در این حین گیاه معطری که در حال دود شدن است را نزدیک مریض می‎آوردند تا آن را بو کند همچنین به او یک لیوان آب و تخم مرغ خام نیز می‎دهند و در آخر با آواز جمعیت برای درمان کردن بیماران دیگر همراه می‎شود. موسیقی که قطع شد، ممکن است چند بیمار که هنوز حالشان خوب نشده به زبانی عجیب غریب مانند اردو یا عربی صحبت کنند در واقع این بیماران زبانی که با آن صحبت می‌کنند را بلد نیستند و وقتی به خودشان بیایند، دیگر یادشان نمی‌آید که چه گفته‌اند چون حرف‌هایی که می‌زنند، حرف خودشان نیست و زبان اجنه‌ای است که در آن لحظه در آن‌ها حلول کرده است.

 

عده‎ای با برگزاری این مراسم مخالف‎اند و معتقدند که این مراسم کاملا بر اساس توهم و خیالات است و مردم از روی کم‌سوادی و سادگی این حرف‌ها را باور می‌کنند و اگر آدمی کمی فکر کند و مطالعه داشته باشد، نمی‌تواند صحت این مراسم را باور کند.



شما هم می توانید در مورد این مطلب نظر بدهید.

برای ثبت نظرات، نقد و بررسی شما لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.